من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر نقطه، سر خط !
X
تبلیغات
رایتل
نقطه، سر خط !
یادداشت های مهرنوش نجفی راغب 
قالب وبلاگ
پیوندها

زاهدان و کُلا سیستان و بلوچستان، استانی است که کمتر کسی آن را برای سفر انتخاب می کند. و اگر کسی هم قصد سفر به آنجا را به هر دلیل داشته باشد با کلی اما و اگر و پیشنهاد و نصیحتِ دوست و آشنا مواجه می شود که نرو و اگر هم می روی خیلی مواظب باش و ...

 چرا بایستی اینقدر هراس  از این منطقه را در دل مردم ایجاد کرد؟ هراس هایی که باعث شده فرصت سرمایه گذاری بخش خصوصی از آن گرفته شود. توریست و گردشگر را با وجود مکان ها و طبیعت خاص خودش و حتی بازار خریدش از دست بدهد و بخش دولتی هم نیز کمتر توجهی به این استان محروم ننموده و صنعت و کشاورزی در این استان حمایت نمی شود و شکل نمی گیرد. 

 

مراسم رقص چوب(بُراسان،مسیرِ زاهدان-میرجاوه)

می خواهم کشفش کنم رازهای سرزمینی که روزی زادگاه رستم های شاهنامه ام بوده اند و خاستگاه نخستین تمدن بشری ست.

 شب قبلش را رفته بودیم ُبراسان، حد فاصل زاهدان-میرجاوه و شاهد یک مراسم سنتی بودم. و فردایش با لطف و هماهنگی خانم زیرکی(عضو محترم شورای شهر زاهدان) یک ماشین با راننده و یک بَلدَِ محلی همراهم می شوند. از شهر زاهدان خارج می شویم و جاده ی زابل را پیش می گیریم. راننده، شیعه و سیستانی ست و راهنما،  بلوچ است و اهل تسنن. ارتباط دوستانه ی خود را بارها مثال می زنند که بلوچ ها و سیستانی ها و شیعه و سنی  در این استان، در کنار هم با آرامش زندگی می کنند و مشکلی با هم ندارند اما چرا و کدام دست است که نمی خواهد این ها با یکدیگر در آرامش باشند؟

در حدود 105 کیلومتری  زاهدان  و بعد از گذشت از پاسگاه شیله  به تاسوکی می رسیم. در همین محل بود که 25 اسفند 1384  ، ریگی و گروهش  حادثه خونین تاسوکی را آفریدند. حوالی ساعت 10 تا 11 شب با لباس و ماشین نیروی انتظامی جلوی  خودروهای عبوری را گرفته، زنان را رها و همه ی مردان را که شامل 22 نفر اعم از پیر و جوان بود به رگبار می بندند و  دست کم 6 خودرو را آتش می زنند. یادمانی برای 22 شهید درست شده بود. درست در همان محلی که کشته شدند. این فاجعه ی دلخراش و این آتش سوزی مهیب در حالی رخ داد که  از جنوب تا پاسگاه شیله 5 کیلومتر و از شمال تا پاسگاه تاسوکی 15 کیلومتر فاصله است وضمن آنکه درعرض این یکی دو ساعت که حادثه رخ داده  ماشین های دیگری که متوجه شده  برگشته بودند و قطعا پاسگاه ها را در جریان گذاشته بوده اند. راننده ای که با ما بود توضیح داد که نیم ساعت بعد از حادثه به محل رسیده بود و همه ی صحنه های دلخراش را به یاد داشت  حتی اینکه رد ماشین ریگی به جا مانده بود و مثلا پای آن درخت پارک کرده بود و ... توضیح داد که فقط مردها را کشته بودند و زنان را برده بودند طرف دیگر جاده و رهایشان کرده بودند بدون هیچگونه  تعرض و آزار. اما از به یادآوری  22 پیکر در خون غلتیده، اشکش جاری می شود ... 

 

یادمان کشته شدگان حادثه ی تاسوکی(در خود ِمحل حادثه)

اینکه هدف ریگی چه بوده موضوع بحثی است که نه راننده جواب آنرا دقیق می دانست و نه راهنما.  اما آنچه که می گویند و شایع شده بود اینکه هدف ریگی ترور استاندار وقت، بوده  و اینکه  حتی فرماندار هم در بین مجروحان بوده که از حادثه نجات پیدا کرده است.(این مورد صرفا گفته های اهالی منطقه بود که برایم تعریف می کردند و از صحت و سُقم آن اطلاع ندارم)

می گویند از اینجا به سمت شرق که بروی(سمت بیابان) تا مرز افغانستان 5 ساعت راه است و گروه ریگی بعد از حادثه از اینجا می روند به سمت مرز  که خارج شوند. حتی تعدادی شان ساعت ها در بیابان گم شده بودند ...

شهرِ سوخته 

و شهرِ سوخته... شهری با تمدن ۵ هزار ساله. خاستگاه تمدن بشری. تا پیش از کاووش های شهرِ سوخته، تصور می شد که منطقه ی میان رودان(بین النهرین) خاستگاه تمدن است اما کاووش های این شهر باستانی  این  فرضیه ی قدیمی را رد کرد.  

بیشتر شهر که تقریبا همه ی شه   رزیر خاک بود و مانند شهر هگمتانه ی همدان از دل خاک بیرونش نیاورده بودند. که البته از آنجاییکه نگهداری مناسبی از آثار تاریخی و باستانی نمی شود و در اثر بی مبالاتی و کم توجهی مسئولان ذیربط دچار آسیب های شدید می شوند و در معرض تخریب قرار می گیرند همان به که زیر خاک مدفون بمانند شاید نسل های آینده قدر این آثار را بدانند و آن موقع سر از خاک بیرون آرند.  

  

هامونِ خشک! 

 دریاچه ی هامون، روزگاری دریاچه بزرگ و پر آبی بود  که با زمین های حاصلخیز اطرافش،  روزهای خوش و شادی را برای اهالی اش  به همراه  داشت و حتی یکی از دلایل شکوفایی و رشد شهر سوخته  پر آبی  دریاچه ی هامون بوده است که در جوار آن ساخته شده بود. اما امروز به برهوتی از غم تبدیل شده است ... می گویند تا سیزده سال پیش هم آب داشت و خشک نشده بود اگرچه به دلیل سدهایی که افغانستان بر هیرمند زده بود و در نتیجه آب کمتری وارد ایران می شد، آب این رود پایین آمده بود زمین های اطراف با کم آبی مواجه شده بودند؛ اما با زدن چهارمین چاه نیمه در بالادست، این دریاچه هم خشکید. منظور از چاه نیمه ، چیزی شبیه سد است که محلی ها به آن چاه نیمه می گویند. تا کنون 4 چاه نیمه در این حوالی برای کشاورزی، زده شده که همان باعث خشک شدن دریاچه گردیده است. 

 

دریاچه ی هامون که روزی پر آب بود و امید محلی ها و امروز به کویری خشک مبدل شده است  

روستاهایی که نزدیک دریاچه  هامون هستند با خشکی مواجه اند و زمین هایشان تشنه. در عوض به دلیل چاه نیمه ها، در منطقه ی زهک  که بالاتر از دریاچه ی هامون قرار دارد، وضع کمی بهتر است و دست کم سبزیِ کم رنگی را بر پهناور دشت، می بینی ... راهنما اهالی  یکی از روستاهای نزدیک دریاچه ی هامون است  و با حسرت  از روزهای جوانی اش می گوید که آب دریاچه برایشان ارزش طلا داشت ...   

 

یکی از چاه نیمه ها- مسیر زهک

 

در میانه ی راه و در مسیر جاده ناگهان حدود 40 یا 50 مرد افغان را دیدیم که پشت سر یک تویوتای نیروی انتظامی پیاده دارند حرکت می کنند. مشخص می شود این ها آواره های افغانی هستند که با تمام پس اندازی که جمع کرده بودند و به امید واهی قاچاقچیان انسان از مرز گذشته و غیر مجاز وارد خاک ایران شده اند. به امید ماندگاری و پیدا کردن کاری و فرستادن پول برای خانواده هایشان در افغانستان و حالا بعد از سه روز و شب آوارگی و گرسنگی و تشنگی در بیابان های سیستان، توسط نیروی انتظامی دستگیر شده اند. یاد حادثه ی سال گذشته می افتم و مصاحبه با آن مرد افغان و استیصالش و... خارهای گز، یکباره موج غم می شود...  

 

 رودخانه ی هیرمند- مرز ایران و افغانستان 

در کهک، روستای مرزی ایران و افغانستان، میهمان اسماعیل و فاطمه می شویم. با پنیر و نان محلی.  زن و شوهری  از تبار سیستانی ها. زن شیعه است و مرد سنی. و این موضوع  (ازدواج شیعه و سنی) در اینجا زیاد است. و حقیقتِ گفته های راننده و راهنما را در بین مردم این روستا به عنوان یک نمونه می بینم. بدون هیچ اختلافی ... بسیار مهربانند، در جمع صمیمی شان ذره ای احساس نا امنی نمی کنم ...  فاطمه در مرز 25 سالگی است و 4 فرزند قد و نیم قد دارد.  بیشتر وقت زنان در خانه می گذرد و بعضا سوزن دوزی می کنند  و با دست ها و چشم هایشان، نقش هایی می زنند که بسیار زیباست. مردان سیستانی، بلند قامت و تنومندند. اگر زمینی داشته باشند کشاورزی می کنند  اما بیشتر جوان ها بیکارند و یا از آن سوی مرز، چای کله مورچه ای و کافی میکس و ترشی انبه و قهوه می آورند برای فروش در بازارچه ی میلک. می گویند قبلا که مرز باز بود بنزین و گازوییل می بردیم افغانستان اما حالا مرز بسته ست ...

اسماعیل هم همراهمان می شود و می رویم دیواره ی مرزی را ببینم. از خانه ی اسماعیل تا مرز 2 دقیقه راه است. دیواری  بُتُنی به ارتفاع 3 متر، بالای دیوار سیم خاردار کشیده شده و می گویند بین سیم خاردارها برق هم کشیده شده است. این دیوار با تجیهزاتش، مرز ایران و افغانستان است که از حرمک (پایان مرز پاکستان و ابتدای مرز افغانستان) تا بازارچه ی مرزیِ میلک ادامه دارد. چیزی حدود 120 کیلومتر دیواره ی مرزی. و ادامه ی آن از میلک به سمت شمال نیز در دست احداث است. آیا این دیوار برای جلوگیری از ورود غیر قانونی اتباع افغانی ست؟ برای ممانعت از قاچاق مواد مخدر؟ ... نمی دانم در هر صورت برای هر کدام است، هردو مورد هنوز اتفاق می افتد ، حتی با وجود  این دیوار. فقط راه قاچاق بنزین و گازوییل را برای محلی ها بسته که با وانت هاو تویوتاهایشان به افغانستان حمل می کردند. و حالا ماشین ها درِ خانه ها خوابیده و جوان ها روزهایشان را با کسالت و بیکاری زیر آفتاب سپری می کنند.

باید برگردیم. فاطمه و اسماعیل اصرار دارند ناهار را پیش آنها بمانیم. اسماعیل می گوید که ماهی تازه آورده و مهمانشان باشیم. ولی وقت کمی که داریم  مانع از ماندنمان می شود. از بچه های فاطمه عکس می گیرم .

در راه برگشت، دریاچه ی هامون را رد می کنیم، آفتاب است و بیابان ... 

زمزمه می کنم:

 چشم ها / در انتظار احیای دوباره ات/ هر روز تا انتهای دشت  را/ با اشک هایشان/ ُغسل می دهند/ هامون برخیز/ زنده بمان.

و... بچه های معصوم نقطه ی صفر مرزی ایران و افغانستان_کهک

 
[ پنج‌شنبه 12 فروردین 1389 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ مهرنوش نجفی راغب ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره ی من

متولد 14 بهمن 1357 / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، وکیل پایه یک دادگستری، / «چون با نا اهل سخن گویی،سیلی خوری و سخنی که فهم نکنند بر کُفر و دیگر چیزها حمل کنند و هزار چیز از اینجا تولد کند.» سهروردی / ایمیل: mnajafiragheb@gmail.com
بایگانی یادداشت ها
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 568403

  • بازی آنلاین
  • مرکز فروش
  • کارت شارژ همراه اول